Thursday, July 29, 2004

جوون ایرانی(قسمت دوم)______________________
سلام دوستان آرمین هستم.....
خوب خسته بودم اما بدقولی نکردم رو ادامش رو می ذارم....
اما دوتا چیز رو می خوام بگم...
ببینید واسه هربار بروز شدن اینجا من یا امیر زحمت می کشیم و وقت و انرژی می ذارم حالا بعضی یا میان اینجا و براحتی از داستان ها کپی می گیرن و تو وبلاگ یا وبسایت خودشون می ذارن چه معنی می ده؟؟؟؟ فکر می کنید یه شب برسید به ما؟
یکی از دلایلی که من یه آرشیو کامل از داستان ها رو تو یه وبلاگ دیگه دارم اما صفحش رو بستم بخاطر همینه که کپی برداری غیر مجاز می شه حتی یه اجاز صورت نمی گیره...... عزیزان اگه داستان ها شمارو تحت تاثیر قرار می ده ....تو سایت یا وبلاگتون ما رو معرفی کنید.... وقتی که شما واسه ما ارزش قائل نیستید ما چیکار کنیم خوبه؟ وقتی که احترام به حقوق ما نمی ذارید؟ اگه نه ایمیل می زنید نه کامنت می ذارید و درست عینه یه مجسمه که فقط منتظر ببینه من کجا سوتی می دم سریع بگه حداقل به وقت ما ارزش قائل باشید و داستان ها و هر مطلبی که اینجا نوشته بشه متعلق به اینجاس... امیدوارم در آینده شاهد باشم که دیگه تکرار نباشه تا منم اون منبع داستانی که مدتا پیش جایی دیگه می نوشتم رو منتقل کنم اینجا ویه سورپریز براتون باشه....
مطلب دوم اینه که اینجا خواننده ها درست عینه کسایی شدن که فقط می خوان ایراد بگیرن..... و میان می خونن ومی رن....درست عینه یه جمعیت مرده...خوب منکه کار خودم رو خیلی وقت پیشا نتیجه گرفتم اما اینجور عمل دسته جمعیه شما چون باعث می شه که دلسردتر هروز بشم...... ولی نذارید دیر بشه.......
و دوستان من اگه وبلاگی یا وبسایتی دارید مارو معرفی کنید یا از طریق یاهو مسنجر به دوستانتون مارو معرفی کنید تا خیلی های دیگه مثه شما عزیزان از مطالب وبلاگ لذت ببرن و بزودی اینجا رو گسترش می دیم... بریم سراغ قسمت دوم.......
جوون ایرانی(قسمت دوم)___________________
طرفای عصر بود می رم یه سر خونه که 60 تومن وردارم .... می بینم دمه درب خونه ماشین بابا هستش می رم تو می بینم تو حال نشسته خیلی هم عصبانی تو دلم گفتم خوب شد که هست یه 100تومن راحت الان ازش می تونم بگیرم....
سلام بابا.
پدر بسمت پسر میاد جلوش وامیسته و می خوابونه تو گوش پسر....
_چطور تونستی با اون دختر اینکارو انجام بدی؟
درمورد کدوم دختر صحبت می کنی؟
_خفه شو خودت خوب می دونی در مورد کدوم دختر دارم حرف می زنم،امروز عسل زنگ زده بوده خونه با مامانت صحبت کرده بوده همچی رو هم گفته بوده.
پسر یه لحظه ماتش می بره..........
داره دروغ می گه من این دختر خیلی کم می شناسمش بابا باور کن......
پدر نمی ذاره پسر حرفش رو ادامه بده......
ببین کوروش من تاحالا برات هیچی کم نذاشتم گفتی موبایل می خوای برات گرفتم، گفتی هفته 100تومن پول توجیبی می خوای بهت می دم،گفتی ماشین می خوای برات رفتم بی ام و خریدم گفتی دلم می خواد مجرد باشم برات یه آپارتمان همین کنار خودمون خریدم.. اما نمی ذارم که تو سواستفاده کنی و هر غلطی که بخوای بکنی حالام خوب گوشات رو باز کن ببین چی می گم بخاطر غلطی که کردی باید با این دختر ازدواج کنی فهمیدی یا نه؟
من با این دخترک هرزه ازدواج نمی کنم فکر نمی کردم اینقدر نامرد باشه.
_تو غلط می کنی می خوای آبروی منو ببری؟.....مرد صداش رو بالا می بره...... فکر کردی کی هستی چون تک فرزندی برات هرچی خواستی فراهم کردم می ذارم هر غلطی که می خوای بکنی؟؟
من ازدواج نمی کنم شمام هرکار دلتون می خواد بکنید.
_خوب گوشات رو باز کن یا ازدواج می کنی یا هرچی بهت دادم ازت پس می گیرم.
اصلا حالا که اینجور شد امکان نداره نه با این بلکه با هیچ دختره دیگه ام ازدواج کنم منو الکی تهدید نکن...
_تو هنوز جوجه تر از اونی که بخوای جلوی من واستی کلید ماشین،موبایل ، کیف پولت رو بده....
پسرک خیلی بهش بر خورد ولی برای اینکه غرورش رو خورد نکنه.......
بیا این کلید، این موبایل، اینم کیف پولم حالا می خوای چجور منو وادار به ازدواج کنی ها؟
_برو از خونه من بیرون هروقت آدم شدی برگرد...
پسرک خواست بره از درب خونه بیرون که......
_واستا کلید آپارتمانت رو هم بده بعد گورت رو گم کن....
پسرک احساس می کنی بخاطر یه دختر خورد شده...... کلید رو از جیبش در میاره و پرت می کنه رو زمین و از خونه خارج می شه..........
مرد این چه کاری بود که کردی اگه الان برای بچمون اتفاقی بیوفته چی؟
_ساکت شو زن این الان24 سالش فکر کرده چون بهش همچی دادم هر غلطی که می خواد می تونه بکنه بذار بره دوروز تو اجتما بمینه دنیا دسته کیه...دوروز که بگذره ببینه کسی نیست که مرتب پول بهش بده اونقت آدم می شه..
..............
پسرک از خونه اومده بیرون فکر نمی کرد بخاطر عسل کارش به اینجا کشیده بشه....
با خودش گفت من بارها خرج مجید رو دادم پس حتما امشب پول منو می ده بعد دوروز هم بابا و مامان میان دنبالم هرچی باشه من تک فرزندم و نمی تونن منو زیاد تنبیه کنن........
.............
سلام مجید.
_سلام کوروش چطوری خوبی؟
نه زیاد.
_چرا کوروش؟
هیچی تو خونه حرفم شده زدم بیرون بابام هم همه چیزو ازم گرفته بخاطر اینکه بعد جریان عسل زدم زیر همچی.
_خوب برو بگیرش.
واسه چی برم بگیرمش صدتا بهتر از اون رو می شناسم من واسه سکس با این دوست بودم الانم قصد ازدواج ندارم دارم کیفم رو می کنم خوب این تیکه ها کی سروکلشون پیدا می شه؟
_میان تا نیم ساعت دیگه پول که آوردی؟
نه گفتم که فعلا با بابام دعواییم همچی رو ازم گرفته!
_پس الان می خوای چیکار کنی؟
تو می دی دیگه!
_بجون کورش 60تومن خودم رو هم با بدبختی جور کردم وگرنه می خواستم که مال تورو هم بدم.
یعنی چی تو نمی خوای مال منو حساب کنی؟
_جون کوروش ندارم!
پسرک عرق سردی رو بدنش می شینه...
خیلی نامردی مجید.... خیلی نامرد....
پسرک می ذاره میره...
مجید داد می زنه.....
_کوروش باور کن نداشتم وگرنه حساب می کردم....
.......
تلفن عمومی...
سلام علی چطوری خوبی؟
ببین علی با بابان حرفم شده امشب هیچ جارو ندارم برم می تونم امشب بیام خونتون؟
باشه..... درک می کنم بالاخره تو یه خواهر بزرگ داری قربانت....
.........
سلام وحید خوبی؟ منکه نه الان تو خیابونم .......با بابام حرفم شده...... می تونم امشب بیام خونتون؟.........درک می کنم مامان بابات گیرن....... نه قربانت..
........
پسر به همه اون دوستایی که فکر می کرد می تونه بره خونشون زنگ زد اما هرکسی یه بهونه ای ساخت ساعت نزدیک 11شب بود و اون تو پارک روی یکی از نیمکت ها نشسته بود مردی به سمتش میاد با قیافه کثیف و صورتی که معلوم بود معتاد...می شینه کنار پسر....پسر یکم می ترسه چون با اینجور آدما هیچوقت سروکار نداشته.....
_بهت نمیاد اهل کارتون خوابی باشی.
چرا کارتون خوابم چطور؟
خنده ای تلخی مرد می کنه...
_از ظاهرت معلومه از این بچه پولدارایی که از خونه قهر کردی.
خوب منظور؟
_اینجا گرگ زیاد داره حواست نباشه از بین می برنت پاشو برو خونت.
بتو ربطی نداره خودم از پس همه بر میام، تو نگران خودت باش که معتادی.
پسر می خواست با این شکل حرف زدن نذاره که مرد بفهمه که می ترسه....
_بچه جون اگه من معتادم، اگه می بینی سروضعم اینه، بخاطر امثال تو بچه قرتی ،مامانی که من اینجورم، حالام خوب گوشات رو باز کن من فقط خواستم بگم که بری حالا می خوای بمون.
و مرد پا می شه در حالی که تکون تکون می خورد شروع به حرکت می کنه.....
5 دقیقه بعد چندتا جوون به سمتش میان قافل از اینکه اینا دوستای همون مرد هستن....
میان دور جوون رو می گیرن.......
_بچه رفیقمون رو قهر کردی از خونه.
صدای خنده 5نفرشون بلند می شه.
_بچه ها می ترسه رفیقمون یه وقت شلوارش رو خیس نکنه.
و باز صدای قهقه بلند می شه......پسر جرات تکون خوردن رو هم نداره....
با من چی کار دارید.....
پسر پا می شه که یکی از اونا با دستش هلش می ده و میوفته رو نیمکت...
_به تمرگ سر جات....
چاقوی زامندارش رو در میاره.....
_گوش کن بچه اون کفشات رو با تیشرتت رو می دی به من ازش خوشم اومده.
امکان نداره بدم پامیشه و درگیر می شه.........
سرو صدا بالا می گیره.
..................................................................................................................
ادامش رو تا دوروز دیگه می ذارم خوش باشید ایمیل بزنید صد در صد جواب می گیرید.
yekhatere@yahoo.com
yekhatere@hotmail.com

Armin  ||  | src="http://www.haloscan.com/halolink.gif" border="0" alt="Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com" />



 
 

Welcome to

INTerest  story


نگاهي اجمالي بر جامعه آلوده و كثيف ايران اسلامي



درباره وبلاگ


§ صفحه اصلي

§ آرشيو (وبلاگ قديمي)
§ ارسال نامه:

نامه بنويسيد حتما جواب ميگيريد.

اين وبلاگ متعلق به هيچ حزب و گروه يا سازماني نمي باشد و فقط و فقط واقعيت هاي جامعه را بيان مي نمايد.

 به نامه هاي مشكوك و داراي ضميمه پاسخ داده نمي شود پس لطفا از دادن نامه هاي آلوده و ويروس و ... خودداري كنيد.

 


لوگو



 


 


نظر سنجي


 

وضعيت داستان ها
نظر شما در مورد داستان ها چيه؟

اي ول معركه ست
خوبه
بد نيست
بي خوديه
مزخرفه
اهكي اينا چين ديگه؟
بيق بيق

آرشيو


با تشكر از:

Gardoon Persian Templates

[Powered by Blogger]

امير . ع . رز

و خودم ..

بازديد كنندگان:

 

 
   

طراطراحي قالب توسط : ا. ع . رز

پاييز 1382